|
نامه فرزند اکرام به حامی خویش
نمی دانم چگونه و از کجا شروع کنم . راستش را بخواهید حرفهای زیادی برای گفتن دارم ، پس فقط هر آنچه که در صفحه کاغذ و حوصله شما بگنجد در این نامه جاری می کنم. در آغاز بگویم که علی رغم اینکه من تا به حال هرگز شما را ندیده ام و هیچ شناختی از ظواهر و یا خصوصیات اخلاقی شما ندارم این را می دانم که شما یکی از بهترین بندگان خدا هستید و برای این ادعا دلیل محکمی دارم، شما آنقدر خوب هستید که خداوند روزی الهی من را با دستان شما برایم می فرستد و حالا من شما را به خاطر سخاوت و حسن نیتی که نسبت به من دارید می ستایم . آنچه مرا به شما مدیون می سازد نه تنها جنبه مادی کمک شما بلکه از آن پر ارزش تر جنبه معنوی و مهر و عطوفت زیبای شماست.
بله مهر و لطف شماست که در زندگانی من جریان دارد و در مراحل دشوار حیات ، وجودم را گرمی و نشاط می بخشد .
این موضوع که میان این همه انسان ، شخصی هست که در این روزگار ، بی چشمداشت و سخاوتمندانه ،، مالی را که برای بدست آوردنش زحمت کشیده به من می بخشد و مرا از کابوس فقر می رهاند ، احساسی است بی نظیر که من آن را با دنیایی ثروت بی مهر عوض نخواهم کرد.
محبتی که شما به من هدیه می کنید سرمایه ایست بی کران که تا زنده ام کفایتم می کند و من درآینده ای نه چندان دور این سرمایه بی پایان آسمانی را به دست انسانهای بی پناه و امیدوار دیگری خواهم سپرد که چشمان خسته و اشک آلودشان را تنها به دست توانگر پروردگاشان می دوزند و از او یاری می طلبند.
در پایان ، عشقی بی پایان را تقدیم قلب پر مهرتان می کنم.
|