|
بسم الله الرحمن الرحيم
اهميت توانمندسازي كاركنان درمديريت اثربخش سازماني
طليعه
خدايا، پسنديدگان تورا به تو جستند وپيوستند، ناپسنديدگان تورا به خود جستند و بگسستند!
نه او كه پيوست به شكر رسيد،نه اوكه گسست به عذر رسيد،اي برساننده درخود ورساننده به خودبرسانم كه كس نرسيد به خود!
مقدمه
حكمت راحقيقتي است وثمرتي،حقيقت حكمت شناختن كاري است به گونه ي شايسته آن كارونهادن چيزي است برجاي خودآن چيز وشناخت هركس درقالب خودآن كس است وبديدن آخرهرسخن ازديدن اول آن، وشناختن باطن هرسخن ازظاهرآن.
امروزه،درمديريت دانش مدار،داراييهاي اصلي،نه درساختمانها وابزارو...،بلكه درهوش،دانش وفهم،مهارت وتجربه كاركنان نهفته است، ابزاردوران صنعتي به كمك ماهيچه هاآمدند،اما ابزار دوران فراصنعتي،مغزهاراياري مي رساند. ازاينرو،توسعه قابليتها،تخصص وتعهد كاركنان فرهيخته،چالش مديريت درزمان ما محسوب مي شود.
بهره وري كاركنان فرهيخته، بزرگترين چالش مديريتي درسده بيست و يكم است،دردهه 1980مديريت منابع انساني باتحولات بسيارجدي مواجه شد ومديران بيشتر توجه خود را به مسئله ي كيفيت انعطاف پذيري وشايستگي هاي منحصر به فرد به عنوان مبناي اصلي مديريت رقابتي معطوف كردند. درواقع درسالهاي نخستين دهه 1980،مديريت استراتژيك منابع انساني و طرح فرهنگ قوي سازماني دركانون توجه بسياري ازمشاوران ذي نفوذ مديريت وپژوهشگران روشهاي كاربردي قرارگرفت.محققان دريافتند كه نيروي انساني با كيفيت يكي از مهمترين قابليت سازمانها دركسب مزيتهاي رقابتي به شمار رفته ودركنار فناوري ومنابع مالي،عنصر مهم وحياتي درنيل به اهداف كمي وكيفي سازمانهاست. آنان دريافتند كه مديريت اثربخش منابع سازماني مي تواند كيفيت راتضمين وازنظر مزيت رقابتي نيز موثر باشد وبراين اعتقاد اصرارداشتند كه بايد كاركنان رامبنا وريشه ي اصلي بهبود كيفيت و بهره وري دانست، ونيز بايد نيروي انساني رامبناي اصلي افزايش كارآيي، اثربخشي ونوعي سرمايه به حساب آورد،اما اينكه چگونه مديريت اثربخش منابع انساني،مي تواند براي تحقق اهداف عالي سازمان وتربيت نيروي انساني با كيفيت ايفاي نقش كند،بي شك بايد پاسخ آن را در تدوين نظام ها وروش هاي نوين وپياده سازي اثربخش آنها جستجو كرد .
توانمند سازي كاركنان
مفاهيم
نظام مديريت منابع انساني كيفي جامع((TQHRM،رويكردي جديد درمديريت منابع انساني است كه بسياري ازمفاهيم مديريت كيفيت راشامل وهدف عمده آن توانمندسازي كاركنان است.
جذب نيروي دانشگر،خلاق ومستعد،توسعه منابع انساني ازطريق ارتقاي دانش و گسترش آن، معماري بناي فرهنگ سازماني وتقويت روحيه مشاركت درانجام كارهاي گروهي، طراحي وبه كارگيري نظام كارا واثربخش ارزيابي عملكرد وجبران خدمات وتامين سلامت بهداشت وروان ودرنهايت برنامه ريزي وكنترل اثربخش خروج ازخدمت، همگي مويد بخشي ازتلاشهاي مديران منبع انساني به لحاظ تامين وتربيت نيروي انساني با كيفيت درجهت دستيابي به تعالي سازماني واهداف راهبردي واستراتژيك است.
توانمندسازي كاركنان،محوري ترين تلاش مديران درنوآفريني،تمركززدايي وحذف ديوان سالاري درسازمانهاست.تجربه نشان مي دهد كه راهبردهاي توانمندسازي كاركنان،نقش مهمي درايجاد وبقاي گروه دارد، ونيز موجب تسريع درپاسخگويي به موقع وارائه خدمات بهينه به مراجعين مي گردد.
توانمندسازي،احساس خودكارآمدي،داشتن حق انتخاب،اثرگذاري، ارزشمندي و امنيت و اعتمادبه نفس رادر كاركنان افزايش مي دهد.
بنابراين سازمانهايي مي توانند درعرصه مديريت منابع انساني موفق وپيشروباشند كه درتوسعه مهارتهاي اساسي منابع انساني و بكارگيري نيروي انساني با كيفيت به عنوان يكي ازداراييهاي نامشهود خود،سرمايه گذاري نمايند.
فرايند توانمندسازي
از نظر فوکس ( 1998 ) "توانمندسازي کارکنان يک فرايند است و از طريق آن يک فرهنگ توانمند سازي توسعه مييابد که در آن آرمانها،اهداف ، مرزهاي تصميمگيري و نتايج تأثيرات وتلاشهاي آنان در کل سازمان به اشتراك گذاشته ميشود .در چنين فرهنگي منابع و رقابت براي کسب منابع مورد نياز جهت اثربخشي فعاليتهايشان فراهم و حمايت ميشود. بلانچارد فرايند توانمندسازي را در سه مرحله خلاصه كرده است :
1 - تسهيم اطلاعات : كه به كاركنان اجازه مي دهد موقعيتهاي سازمان خود را بشناسند و مورد تجزيه و تحليل قرار دهند . تسهيم اطلاعات با اعتمادسازي در سازمان ، شكستن تفكر سلسله مراتبي سنتي آغاز مي شود و در نتيجه موجب افزايش احساس مسئوليت پذيري كاركنان ميشود .
2- خود مختاري و استقلال كاري در سرتاسر حد و مرزهاي سازمان : حد و مرزهاي سازمان از طريق مقصد ( چرا كار مي كنيد ) ، ارزشها ( چه چيز راهنماي عمل شماست ) ، تصورات ( تصور شما از آينده چيست ) ، اهداف ( چه چيز، چه وقت ، كجا ، چطور و چرا انجام ميدهيد)،نقشها (شما كه هستيد ) و سيستم و ساختار سازماني ( كاري كه شما انجام ميدهيد چطور مورد حمايت قرار مي گيرد) مشخص ميشود.
3- جايگزين كردن تيم هاي خود گردان به جاي سلسه مراتبها : هرگاه گروهي از كاركنان با مسئوليتهاي ويژه براي فرايند كار و توليد انتخاب ميشوند، از شروع تا پايان كار برنامه ريزي و اجرا مي كنند، همه چيز را مديريت ميكنند و مسئوليت را به صورت مساوي و عادلانه تقسيم مي كنند . مزيت تيم هاي خودگردان در فراهم كردن رضايت شغلي، تغيير نگرش ، تعهد كاري ، برقراري ارتباط بهتر ميان كاركنان و مديران، اثربخشي بيشتر فرايندهاي تصميمگيري ، بهبود و پيشرفت عمليات، كاهش هزينهها و بهره وري سازمان خلاصه ميشود. شايسته است كه مانيز دربرنامه ريزيها به گونه اي عمل نماييم كه:
- كاركنان آموزشهاي لازم را قبل ازاينكه به آن نياز پيداكنند،فراگيرند.
- براي دستيابي به بهره وري،خشنودي وتعهد كاركنان دركار،به مشاركت دادن كاركنان درتصميم گيري به عنوان يك امر حياتي وبنيادي نگاه كنيم و باعث افزايش روحيه ي آنان شويم.
- همواره درسپردن كارها وكمك به كاركنان،پيش قدم باشيم.
- صداقت واحترام رادر ارتباط با كاركنان عاملي براي ايجاد انگيزه وانجام كارهاي با ارزش تلقي كنيم.
- با باور كاركنان،مي توانيم بيشترين كوشش را درآنان آشكارسازيم.
- با مشورت مي توانيم افكارخود را با هم بسنجيم تا ازميان آنها درستي زاييده شود.
- لازمه ثمربخشي تصميم هاي پيچيده دركاهاي امروزي، مشاركت كاركنان است، كه بايدبه آن توجه كنيم.
- پيشنهادهاي كاركنان را فرصتي با ارزش براي برقراري يك نوع ارتباط دو طرفه درمحيط كار ونيز توسعه وافزايش مهارتهاي فردي آنان تلقي كنيم.
- به كاركنان اطمينان دهيم كه آنان را ازنتيجه كارشان مطلع خواهيم ساخت.
- وبدانيم كه كاركنان توانمند منبع بزرگي ازانديشه هاي خدماتي هستند.
- وبدانيم كه خلاقيت و نوآوري نگاهي نو به واقعيت است ونيز راز موفقيت در اثربخشي مديريت وبهبود كيفيت و بهره وري سازماني است.
و بدانيم كه با هم بودن آغاز،باهم ماندن پيشرفت وباهم كاركردن موفقيت است.
و درنهايت برترين سخن ، كلام آسماني امام علي (ع) است كه مي فرمايند:
" گمان مبريد كه اگر سخن حقي به من بگوييد،بر من گران خواهد آمد و تحمل نخواهم كرد. پس از اينكه آنچه را حق مي دانيد با من در ميان بگذاريد يا منصفانه مشورتم دهيد،خودداري نكنيد،كه من نه برتر از آنم كه خطا كنم و نه دركار خويش از خطا ايمنم.
مالك ، با دانشمندان واصحاب فكر در باره راههاي انجام بهتر امور حوزه حكمراني خود فراوان بحث و گفتگو كن.
حوزه قائم مقام
|